
| نام برنامه | Evil Nun 2 : Origins |
|---|---|
| دسته بندی | اندروید > بازی اندروید > ماجراجویی |
| تاریخ انتشار | 22 نوامبر 2025 |
| بازدید | 32 بازدید |
| ورژن | 1.3.5147 |
| مود | Immortality |
| سیستم عامل | اندروید |
| حجم | 164.9 MB |
| اندروید مورد نیاز | بر اساس دستگاه |
| سازنده | Keplerians Horror Games |
| گوگل پلی | com.keplerians.evilnun2 |
| نوشته شده توسط | حسین موسوی |
اولین چیزی که در بازی Evil Nun 2 متوجه میشوید، سکوت است. نه یک سکوت آرامشبخش، بلکه یک سکوت سنگین و فشرده که گوشهایتان را به درد میآورد. انگار هوا خودش از ترس نفس نمیکشد. چشمانتان را به آرامی باز میکنید و اولین تصویر، رقص غبار در باریکهای از نور ماه است که از میان شیشههای کثیف و بلند یک پنجره به داخل میتابد. بوی چوب کهنه و گچ فروریخته، مشام شما را پر میکند. شما روی یک تخت فلزی زنگزده دراز کشیدهاید، در اتاقی که زمانی کلاس درس بوده و حالا به یک سلول متروکه شباهت دارد. تخته سیاه با نوشتههای محو شده و میز و صندلیهای واژگون شده، مانند اشباحی از گذشتهای دور، در تاریکی ایستادهاند. هیچ ایدهای ندارید که چگونه به اینجا رسیدهاید. آخرین خاطره شما محو و گسسته است، اما یک چیز را با تمام وجود حس میکنید: اینجا جای ماندن نیست. باید فرار کنید. این یک انتخاب نیست؛ یک غریزه است که در اعماق وجودتان فریاد میکشد.

به آرامی از روی تخت بلند میشوید و صدای جیرجیر فنرهای فرسوده، مانند یک جیغ در آن سکوت مطلق، در فضا میپیچد. قلبتان فرو میریزد. فوراً بیحرکت میمانید و گوشهایتان را تیز میکنید. آیا کسی صدای شما را شنید؟ چند ثانیه که مانند یک ابدیت میگذرد، در سکوت منتظر میمانید. خبری نیست. نفس حبس شدهتان را بیرون میدهید و اولین قدم را روی کفپوش چوبی و غبارگرفته برمیدارید. هر قدم، یک ریسک است.
هر صدای کوچکی، یک دعوتنامه برای مرگ. این مدرسه، این زندان عظیم و تاریک، گوش دارد. دیوارهایش پژواک قدمهای شما را به موجودی که در راهروهایش پرسه میزند، میرسانند. و بعد، آن را میشنوید. صدایی از دور، از اعماق راهروهای پیچدرپیچ. یک صدای ritmic و وهمآور. تق… تق… تق… صدای کشیده شدن چیزی سنگین روی زمین نیست؛ صدای کوبیده شدن یک چکش است. صدایی که با هر ضربه، خون را در رگهایتان منجمد میکند. او اینجاست. او بیدار است. و او منتظر شنیدن کوچکترین اشتباه از جانب شماست.

شما نمیدانید او کیست، اما میدانید که نباید با او روبرو شوید. بازی بقای شما به عنوان راهبهشیطانی آغاز شده است. این یک تعقیب و گریز ساده نیست؛ یک رقص مرگبار با سایهها و صداهاست. راهروها مانند یک هزارتوی بیپایان به نظر میرسند که هر پیچ آن، میتواند آخرین چیزی باشد که میبینید. به سرعت یاد میگیرید که پناهگاههای شما، فضاهای تنگ و تاریک هستند: زیر یک میز شکسته، داخل یک کمد فلزی زنگزده، یا در کانالهای تهویه غبارآلود. لحظاتی که صدای قدمهایش نزدیک و نزدیکتر میشود و شما در حالی که از لای در یک کمد به بیرون نگاه میکنید، سایه بلند و ترسناکش را میبینید که از جلوی شما عبور میکند، لحظاتی هستند که گذر زمان را حس نخواهید کرد. او، خواهر روحانی مدلین، تنها یک دشمن نیست.
او یک شکارچی باهوش است. او به صداها واکنش نشان میدهد، مسیرهای شما را به خاطر میسپارد و هر بار که شما را غافلگیر میکند، انگار از اشتباهات قبلی شما درس گرفته است. چهرهاش که با ماسکی عجیب و ترسناک پوشانده شده، اسلحهاش که با هر حرکت در هوا میچرخد و صدای خندههای شیطانیاش، تا مدتها در کابوسهای شما باقی خواهد ماند.

اما فرار از این مدرسه جهنمی فقط به پنهان شدن و فرار کردن خلاصه نمیشود. این مکان پر از معماست. درهای قفل شده، گاوصندوقهای رمزدار و مکانیزمهای پیچیدهای که راه خروج شما را مسدود کردهاند. شما باید با دستهای لرزان و در حالی که دائماً پشت سر خود را نگاه میکنید، به دنبال سرنخ بگردید. یک تکه کاغذ پاره شده در کشوی یک میز، یک کلید درخشان در انتهای یک راهروی تاریک، یا یک وسیله عجیب که باید بفهمید چگونه از آن استفاده کنید. این پازلها، تنها روزنههای امید شما هستند. آنها به شما حس کنترل میدهد, یک قدرت ناچیز در برابر نیروی عظیم و ترسناکی که شما را تعقیب میکند. حل کردن هر معما، یک پیروزی کوچک است؛ یک قدم نزدیکتر به آزادی. اما این پیروزیها بهایی دارند.
برای حل بسیاری از این معماها، شما مجبور به ایجاد صدا میشوید. شکستن یک شیشه، انداختن یک وسیله، یا استفاده از یک ابزار پر سر و صدا. هر بار که این کار را میکنید، میدانید که او را به سمت خود فراخواندهاید. شمارش معکوس برای رسیدنش آغاز میشود و شما باید در چند ثانیه، کار خود را تمام کرده و یک مکان جدید برای پنهان شدن پیدا کنید.
این تجربه، چیزی فراتر از یک بازی ترسناک ساده است. بازی راهبهشیطانی2، یک شبیهساز کامل اضطراب و درماندگی است. توسعهدهندگان بازی، استودیوی Keplerians، استاد خلق اتمسفر هستند. آنها به خوبی میدانند که ترس واقعی در تاریکی مطلق یا هیولاهای پر زرق و برق نیست؛ ترس واقعی در انتظار، در گوش دادن به صداها و در دانستن این حقیقت است که شما تنها نیستید و هرگز نخواهید بود. طراحی صدای بازی، شخصیت اصلی آن است. صدای جیرجیر درها، صدای چکیدن آب از یک شیر خراب، صدای نفسهای کاراکتر شما و البته، آن صدای فراموشنشدنی چکش خواهر روحانی.

این صداها شما را در دنیای بازی غرق میکنند تا جایی که فراموش میکنید در اتاق امن خود نشستهاید. هوش مصنوعی دشمن به طرز بیرحمانهای کارآمد است. او شما را غافلگیر میکند، در کمین مینشیند و گاهی اوقات درست زمانی که فکر میکنید در امان هستید، از جایی که انتظارش را ندارید ظاهر میشود. این غیرقابل پیشبینی بودن، تنش را در تمام لحظات بازی زنده نگه میدارد.
این مدرسه فقط توسط خواهر روحانی تسخیر نشده است. موجودات دیگری نیز در سایهها کمین کردهاند. مرغهای شیطانی که با دیدن شما سر و صدا به پا کرده و موقعیت شما را به خواهر روحانی لو میدهند، یا ارواح سرگردان کودکانی که در این مکان نفرین شده گرفتار شدهاند. هر عنصر در این محیط، علیه شماست. شما تک و تنها هستید و تنها سلاح شما، هوش و تواناییتان برای حرکت در سکوت است. با پیشروی در بازی، از طریق نامهها و یادداشتهای پراکنده، به تدریج با داستان تاریک این مدرسه و گذشته هولناک خواهر روحانی مدلین آشنا میشوید. این لایههای داستانی، به ترسی که تجربه میکنید عمق میبخشد. شما دیگر فقط از یک هیولا فرار نمیکنید؛ شما در حال فرار از تاریخ یک مکان نفرین شده هستید.
پس سوال این نیست که آیا Evil Nun 2 یک بازی خوب است یا نه. سوال این است که آیا شما شجاعت کافی برای ورود به راهروهای این مدرسه را دارید؟ آیا میتوانید در حالی که صدای ضربان قلب خودتان بلندترین صدا در اتاق است، تمرکز کرده و معماها را حل کنید؟ آیا میتوانید از سکوت به عنوان یک سلاح استفاده کنید و از سایهها به عنوان یک سپر؟ این بازی شما را به چالش میکشد، شما را میترساند و در نهایت، وقتی پس از تلاشهای بیشمار موفق به فرار میشوید، حسی از پیروزی و آرامش به شما میدهد که کمتر تجربهای قادر به خلق آن است. درهای مدرسه باز است. سکوت در انتظار اولین قدم اشتباه شماست. آیا جرأت ورود دارید؟